جمعه
جمعه يعني چشم هاي مست تو
يك گلستان اطلسي در دست تو
جمعه يعني انتظار عاشقي
يك بهار اندر بهار رازقي
جمعه يعني رويش آ يينه ها
يك تبسم از درون كينه ها
جمعه ها دل بي قراري مي كند
در هوايت گريه زاري مي كند
يعني يك نفس با فاطمه(س)
جمعه يعني زيستن بي واهمه
* * *
دل نگير از من مرا بيچاره كن
در ميان كوچه ها آواره كن
اين جهان شه مات روي ماه تو
عاقبت وارونه اندر چاه تو
يوسفي ما جمله يعقوب توايم
چشم بر راه رخ خوب توايم
بس كن اين پرده نشيني دير شد
يك جهان از دوريت دلگير شد
| لینک ثابت |
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387;ساعت 14:43; توسط محمد احمد زاده حشمتی;


