
در راه تو پر به آسمان بسته منم
از پنجره های بسته دلخسته منم
با دانه ، به دام تو گرفتار شدم
بر گنبد تو ، کبوتر خسته منم
میلاد امام رئوف موسی الرضا المرتضی(ع) میارک باد
باران بهاري ام ، ترا مي خوانم
آواز قناري ام ، ترا مي خوانم
در دشت پر از پنجره و چشم انداز
دل خستهي بي قراريام ، ترا مي خوانم
ای مرغ شکسته بال زهرا (س) ای پاسخ هر سوال زهرا(س)
تو یاس کبود مصطفایی(ص) همتای علی مرتضایی (ع)
ای مادر سرور شهیدان محبوبه ی خالق شهیدان
بی روی تو ماه زرد زرد است خورشید مثال کوه سرد است
گل بی گل روی تو چو خار است مانند خزان بی بهار است
محبوب گل شقایقی تو معشوق خدای عاشقی
ای روح بهار، طراوت گل معنای سرود سبز بلبل
یک باغ پر از گل بهاری یک چشمه ی از بهشت جاری
یک دشت پراز شکوفه و گل همخانه ی سبز ناز سنبل
خورشید به اذن تو بتابد مهتاب به نام تو بخوابد
هر صبح سلام آفتابی عطر حرم و خود گلابی
بانوی عفاف و کبریایی مصداق حدیث هل اتایی
ای گلشن روزگار هستی ای جام طهور می پرستی
ای مادر باغ نرگسی ها گیسوی بلند اطلسی ها
دل در پی نام تو روانه می جست ترا به هر بهانه
ما جمله فدای مکتب تو پا بست مرام زینب تو
اینک که بهار گل رسیده از هر طرفی خدا دمیده
ما چشم به راه یوسف استیم با بوی خوشش همیشه مستیم
پیراهن گل به قامت او تندیس خدا امامت او
مهدی جان
در مصیبت جدت شال عزا بر گردن انداخته ،
اشک می ریزی ،به گلوی بریده ی جد مظلومت
ابا عبدالله الحسین (ع)
در لحظه های خوش مناجات تعجیل در ظهورت را طلب کن
جمعه يعني چشم هاي مست تو
يك گلستان اطلسي در دست تو
جمعه يعني انتظار عاشقي
يك بهار اندر بهار رازقي
جمعه يعني رويش آ يينه ها
يك تبسم از درون كينه ها
جمعه ها دل بي قراري مي كند
در هوايت گريه زاري مي كند
يعني يك نفس با فاطمه(س)
جمعه يعني زيستن بي واهمه
* * *
دل نگير از من مرا بيچاره كن
در ميان كوچه ها آواره كن
اين جهان شه مات روي ماه تو
عاقبت وارونه اندر چاه تو
يوسفي ما جمله يعقوب توايم
چشم بر راه رخ خوب توايم
بس كن اين پرده نشيني دير شد
يك جهان از دوريت دلگير شد

درکوی منا ندای رحمان آمد
تاخیر نکن کنون که فرمان آمد
چاقوی اجابتم به گردن بگذار
ای عشق بیا، که وقت قربان آمد
با هلهله و ترانه برگرد
شبگرد منم به روز روشن
دیر آمده ام شبانه برگرد
ای یوسف دل دلم برایت
زنجیردلم به دست وپایت
دلدار دل غمین تویی تو
دستار سرحزین تویی تو
پیغام سروش جاودانی
مطلوب تمام عاشقانی
شب تابه سحربه دیده گریان
ازترس نبودنت هراسان
آدینه ترا همیشه دیده
آهنگ دل مرا شنیده
برزخمه دل بزن تو شوری
یک گام بزن تاصبوری
آواز بخوان، مجازی امشب
تآخیر نکن حجازی امشب
شوریده سرم به سر بنه پای
درسایه خود مرابده جای
ای گلشن روزگارهستی
ای جام طهورمی پرستی
این جمعه بیا دگر حذرکن
تردید نکن بیا خطر کن
ما چشم به راه آفتابیم
درسایه چشم تو به خوابیم
ساقی خم دوازده می
قارون نه ای ،تو حاتم طی
بارانی نرگس خیالم
شب خیز ترانه جمالم
ای یوسف دل دلم برایت
زنجیر دلم به دست وپایت
سنگی ازپارینه بر پای من است
شاید این آدینه فردای من است
شاید اودل تنگ آه شبنم است
یا تبسم خواه عطر مریم است
شاید اوبارانی از اشک من است
یا دلش پژمرده از رشک من است
روح من میراثی از دل تنگی است
یا گریبان چاکی ازبی رنگی است
ای هواداران باران بهار
ای نشسته دربیابان بهار
اینک اینک این بهار جان ما
روشنای صبح ایمان شما
دست هارا سوی دریا بازتر
بال ها در آسمان پرواز تر
وای اگر آیینه دل تنگش شود
چشم نرگس بی خودازننگش شود
وای اگر فردا نیاید در بهار
وای اگر دنیا نماند برقرار
من هوادار شب شیدایی ام
مست ازخواب شب یلدایی ام
انتظارم رابه دریا می دهم
دیدگانم را به فردا می دهم
کسی را دوست می دارم که مثل خواب شیرین است
دو دستش همچو پروانه پراز گل های رنگین است
کسی که مثل باران بهاری ساده و پاک است
و درهر قطره اش دنیایی از، رویای دوشین است
وتا آن سوی آبی های دریای دلم پرمی کشد هردم
که ابر غصه بر روی دلم پر بار و سنگین است
دریغا هر زمان دستم به دستش می رسد انگار
میان چشم من با صورتش یک خواب غمگین است

